محمد بن زكريا الرازي
32
منصوري في الطب ( فارسى )
است و موجب شده كه دين متعصبان حدّ و تعزير روادار كه فقط از ديندارى داغ و درفش مىدانند نه محبت و عشق ، برپا خيزند و بر او به سختى بتازند : ناصر خسرو حجّت متعصب اسماعيلى و يمگاننشين مستنصرى در « زاد المسافرين » خود برين پزشك بالينى بسيار مجرب ، متعصبانه و سخت حمله برده و غزالى شافعى او را در جملهى مشركان درآورد . و ندانسته و نفهميده قول به « قدمت » او را يك دليل آشكار شرك و كفر داند پناه بر خدا از مفتى نادان و فتوىدهنده بر كفر و شرك و اجراكننده حدود و تعزيرات از روى كينخواهى و كينهتوزى ! ! رازى معتقد بود كه پنج « قديم » وجود دارند و آنها عبارتند از : زمان - مكان - ماده - نفس و خدا . مخالفان كينهتوز اين « قدمت » را مغاير « حدوث » گرفته و قائل به آن را شريكتراش براى خدا دانستهاند در حالى كه مسأله « قديم » مسالهايست دقيق فلسفى كه ارسطو در كتاب متافيزيك خود با ارائهى آن و ارائهى قوه و فعل خيلى از مشكلات فلسفى را گشوده است و اگر در آن دقتى فلسفى شود به هيچ وجه مسأله شركى پيش نمىآورد چه ارسطو مىگويد قديم امريست كه آن را اوّلى نيست و اين امر « لا اوّل له » مادهايست كه بر اثر داشتن استعداد پذيرش صور وارده بر خود مىتواند صور متعددى را على التناوب بپذيرد و در ضمن هيچگاه نمىتواند بدون صورت نيز باشد و با اين صورتپذيرى هيچ اشكالى ندارد در انتقال از صورتى به صورتى ديگر اين ماده محقّق عنوان حدوث و حادث گردد يعنى عنوان رافع عنوان شرك و كفر از قائل به « قدم » مضافا « قدم » و « قديم » مثل خيلى از مطالب فلسفى هم حيثيت اثباتى دارد و هم حيثيت ثبوتى و با اين تقرير « زمان قديم » در نزد زكرياى رازى با حيثيت اثباتى واجد وصف لا اوّل له است در حالى كه از حيث ثبوتى ممكن است ، چنين نباشد . زيرا اين از بديهيات فلسفى است كه مدركات بالذات عند الذهن گاه صاحب عوارضى مىشوند ، كه در مرحله ثبوت و خارج از ذهن واجد چنين عوارضى نمىباشند يعنى ذهن براى آنها قائل به عوارضى مىشود كه در مرحله ثبوت و خارج از ذهن واجد چنين عوارضى نمىباشند . يعنى ذهن براى آنها قائل به عوارضى مىشود ، كه بدون آن عوارض نمىتواند آنها را بشناسد . در حالى كه آنها در خارج و در تحقق نفس الامرى فاقد اين عوارض ذهنى مىباشند . همه صحبتهاى كانت در فنومن و نومن تا حدى درين زمينه است چه